تولد امیرم.
امیرم امروز به دنیا اومد . بعد دوروز اذیت و اعذاب بالاخره پاهای کوچولوی قشنگش رو رو این زمین خاکی گذاشت. خدایا باورم نمیشههههه که به این زودی دوسالش هم تموم شده . خدایا شکرت. زندگی چه خوب باشه چه بد. چه تلخ باشه چه شیرین میگذره. سخت میگذره ولی میگزه. و فقط خاطرش تو ذهنت میمونه.
باورمنمیشه امیری که اصلا باور نمیکردن زنده بمونهالان 2 سالش تموم شده. و دو سال باهم توی یک زیر سقفیم. . من به این ایمان دارم که . اگه خدا بخواد یکی تو این دنیا باشه. هرکاری میکنه تا زنده بمونه و تو این دنیا سالم زندگی کنه. میدونی چرا اینو میگم مامان واست. چون توی بیمارستان که بستری بودی . من یک هم تختی داشتم اونم بچش مثل شما زود به دنیا اومده بودش. . دکتر شما یکی بود و هیچ امیدی به زنده بودن شما و هم تختیت نداشت اصلا . هی چپ و راست بهمون میگفتن بهشون دل نبندین و ما جفتمون گریه میکردیم. تو دووم اوردی و مقاوت کردی. اما اون فرشته دوباره برگشت جایی که بود و مامان باش و تنها گذاشت اسمش و گذاشته بود محمد مهدی. دکترت خیلی تعجب کرده بود چهجوری دووم اوردی. خدا خیلی دوست داره که همش داره تو همه چیز کمکت میکنه تا بهت بگه درسته یکم با بقیه فرق داری اما من همیشه به فکرتم و همیشه توکارات کمکت میکنم. ............ . امیرم همیشه به یاد خدا باش و همیشه شاکرخدا باش وشکر کن. در هر لحظه حتی سخترین لحظات زندگیت. دوست دادم مامان


تولد امیرم.
