اولین روزی که امیرم گریه نکرد
امروز امیر مو بردم کاردرمانی دیروز نشد که ببرمش عوضش امروز که بردمش اصلا گریه نکرد بلکه با کاردرمانش یا همون اقای غلامی خیلی جور شده بودش کار درمانش که می گفت احتمال زیاد به خاطر قرصا و داروهاشه که اینقد پسرم اقا شده. که نگو . تازه دیروز یاد گرفته بگه پا و وقتی بهش می گی پات کوش پاشو بشگون میگیره و نشون میده. نفس منو باباشه .عشق مامان.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین روزی که امیرم گریه نکرد
