امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

پسری از جنس فرشته

مریضی امیر تو بیمارستان

1392/3/4 10:32
نویسنده : pj
300 بازدید
اشتراک گذاری

امیرم تو مریض بودی و مجبور شدی بیمارستان بستری بشی. میدون این عکسارو بزارم دلت میگیره میخوام یادت باشه به راحتی و اسونی بزرگ نشدی. عزیزم. /. خیلی بد رگ بودی و اصلا رگت پیدا نمشد و جیغ میزدی و گریه میکردی دل ماهم ریش میشد از گریه هات گلم. تو گریه میکردی و التماس ماهم پا به پات گریه میکردیم و اشک میریختیم و به خدا میگفتیم ای کاش ما مریض میشدیم ولی تو مریض نمیشدی عزیزم. اون رو مریض بودی و میخواستم بیدارت کنم تا من و باباجونت ببریمت دکتر.

اینجا بیمارستان دکتر شیخ منتظر بودیم تا نوبتت بشه ببریمت دکتر.

بیمارستان از بس طول کشید رگت رو پیدا کنن از بس جیغ زدی و گریه کردی خوابیدی خودت گلم. وقتی هم چشت به دستت میخورد شروع میکردی به جیغ زدن. . نصفه شب ماشین عمو مصطفی دستمون بود خدا خیرش بده.وقتی سرمت رو زدی عمو مصطفی و زن عمو فریده اومدن از خداحافظی کنن . داشتی دستت رو به عمو مصطفی نشون میدادی . وگریه میکردی . عمو مصطفی هم دلش به حالت سوخت و زود رفتش. خدا خیرش بده.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان حسن
5 خرداد 92 8:54
سلام عزیز دلم بابت دیر اومدنمو دیر بهت سر زدنم ببخش اس ام اساتو دیدمو هیچی نتونستم جواب بدم نمیدونم چرا عزیز با دیدن عکسای امیر دلم گرفت..یه جورایی تمام خاطرات حسنم برام تکرار شد ...حسن منم از این روزها زیاد داشت خیلی خیلی زیاد خدارو شکرکه امیر الان حالش خوبه..زیاد این خاطراتو تکرار نکن..تو مامان کم سنو سالی هستیو این خوب نیست انقدر روحیتو خراب کنی باشه؟
قدسی
5 خرداد 92 13:05
خدایا امیرو شفا بده .دل مارالم شاد بشه .مارال اینقدر غصه نخور افسرده میشیا
الهام
6 خرداد 92 13:09
الهی فدای صبوریت بشم خاله جون. خدا ایشالله شفای عاجل بهت بده و دا بابا و مامان جون مهربونتو شاد کنه به حق فاطمه زهرا
گلی
6 خرداد 92 18:16
سلام عزیزم. ای جونم خاله ای چه مریضی شده بودی تو. ... انشاا... زود زود خوب بشی و همسشه سلامت بمونی
مامان ماهان
11 خرداد 92 9:17
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااايا به حرمت علي اصغر..امير حسينم شفا بده