چیزی که دلم خیلی میخواد
خیلی دلم میخواست الان اونجا بودم روبروی خونه خدا و با خدا حرف میزدم و اونم به حرفم گوش می کرد یکم ازش گلایه می کردم و شکر می کردم . چون از خیلی ها شنیدم که میگن خدا همیشه تو خونه خودش سر میزنه ولی اینو فقط از دو نفر شنیدم. دلم میخواد برم به خدا بگم امیرمو شفا بده . .اگه به صلاحشه خدایا دارم دق می کنم . یک سوال خیلی ذهنمو در گیر کرده . اینکه چرا همه فکر می کنن که من خیلی صبورم ولی نمی دونن دارم دق می کنم. خدایا چرا؟؟؟؟؟ . مگه چی میشد اصا تو دنیا بچه معلولی وجود نداشت . مگه نمی گن بچه ها معصومن و مظلومن پس چرا باید اینقدر عذاب و درد رو تحمل کنن . .خدایا به بزرگیت قسمت میدم که همه بچه های معلول و مظلوم و مریض روشفا بده چون خیلی اونا م...
نویسنده :
pj
10:52
بدون عنوان
ای خدای مهربون دلم گرفته........... اخه اشکامو ببین دلم گرفته ...
نویسنده :
pj
9:54
دلم گرفته
بدون عنوان
شنیدین که می گن .اونی که گریه می کنه یه درد داره اما اونی که میخنده هزارتا درد داره؟ من میگم .اونی که می خنده هزارتا درد داره ولی اونی که گریه میکنه به هزارتا از دردهاش خندیده ام جلوی یکیشون بدجوری کم اورده
نویسنده :
pj
10:52
وقتی که دیگه گریه چار ساز نیست واسه ادم
همونایی که خنده هاشون گوشه فلک رو کر می کنه........... همونایی هستن که صدای گریه های ارومشونو حتی بالشتشون نمی شنوه ...
نویسنده :
pj
10:46
تولد امیرم 20 روز زودتر گرفتیم
دیروز تولد امیر بود خیلی خوش گذشت کلی کادو گرفت پسرم خیلی اقا بود با پسر عمو هاش و دختر عمه هاش بازی کرد . خیلی بهش خوش گذشت جوری که شبش ساعت 8 شب خوابید تا صبح اصلا بیدار نشد. خیلی به یاد موندنی و باحال بود ولی خیلی دلم یک لحظه سوخت چون امیرم داشت شمع دو سالگیش رو فوت میکرد در حالی که هنوز نه میشست نه چیزی . یک هو غم عالم به دلم اومدش. . وقتی می دیدم که امیرم یک کنار میشینه و حرکات بچه هارو نگاه می کنه بخاطر همین من خیلی دپ شدم. امیدارم که همه ی فرشته ها زود زود خوب بشن.راستی امیرم می رقصید و شاباش جمع میکرد. عاشقتم پسر مامان ...
نویسنده :
pj
10:26






