مریضی امیر تو بیمارستان
امیرم تو مریض بودی و مجبور شدی بیمارستان بستری بشی. میدون این عکسارو بزارم دلت میگیره میخوام یادت باشه به راحتی و اسونی بزرگ نشدی. عزیزم. /. خیلی بد رگ بودی و اصلا رگت پیدا نمشد و جیغ میزدی و گریه میکردی دل ماهم ریش میشد از گریه هات گلم. تو گریه میکردی و التماس ماهم پا به پات گریه میکردیم و اشک میریختیم و به خدا میگفتیم ای کاش ما مریض میشدیم ولی تو مریض نمیشدی عزیزم. اون رو مریض بودی و میخواستم بیدارت کنم تا من و باباجونت ببریمت دکتر. اینجا بیمارستان دکتر شیخ منتظر بودیم تا نوبتت بشه ببریمت دکتر. بیمارستان از بس طول کشید رگت رو پیدا کنن از بس جیغ زدی و گریه کردی خوابیدی خودت گلم. وقتی هم چشت به دستت میخورد شروع میکردی به جیغ زدن. . ...
نویسنده :
pj
10:32







